تمامی آنچه باید در مورد مدل sostac بدانید


اگر اهل دنیای مارکتینگ هستید و روش‌های مختلف آن را مثل یک مخاطب وفادار دنبال می‌کنید، حتما به مدل‌های متنوع بازاریابی هم برخورد کرده‌اید. مدل‌هایی که به کمک آن‌ها می‌توانید مسیر مارکتینگ را روشن‌تر کنید و با آن پا به دنیای عجیب، بزرگ و بی‌انتهای بازاریابی بگذارید. در میان مدل‌های بیشماری که برای بازاریابی و از جمله دیجیتال مارکتینگ معرفی می‌شود، مدل بازاریابی sostac اهمیت ویژه‌ای دارد.

باید بگوییم که مدل sostac یک روش موثر و پرکاربرد در فرایند بازاریابی دیجیتالی است که به کمک آن می‌توانید شرکت و کسب‌و‌کارتان را به قله موفقیت نزدیک کنید.

اگر دوست دارید درباره مدل بازاریابی سوستاک و ویژگی‌های منحصربه‌فرد آن بیشتر بدانید و آن را در کار بازاریابی‌تان اجرا کنید با گرافیک‌باز همراه باشید.

اگر بخواهیم یکی از مدل‌های بسیار محبوب در میان فعالان دیجیتال مارکتینگ را نام ببریم، باید به مدل بازاریابی sostac اشاره کنیم. سوستاک یک مدل و سیستم برای ایجاد و مدیریت طرح‌هایی است که شما در کارتان به آن‌ها نیازمندید.

با کمک این مدل و چارچوبی که در اختیارتان قرار می‌دهد، می‌توانید انواع مختلفی از پلن‌های دیجیتال را برای کارتان ایجاد کنید. استفاده از مدل بازاریابی سوستاک به شما این امکان را می‌دهد، هر طرحی را که نیاز دارید، به وسیله آن توسعه دهید. از طرح‌های تجاری گرفته تا بازاریابی ارتباطات و بازاریابی را می‌توان به وسیله این مدل توسعه و گسترش داد.

زمانی که اجزای مدل sostac در کنار هم قرار می‌گیرند، شبیه به تکه‌های پازل عمل می‌کنند و در نهایت یک بیگ پلن را تشکیل می‌دهند که می‌تواند شما را برای طراحی استراتژی بازاریابی کمک کند.

خوب است بدانید که این مدل، به عنوان سومین مدل محبوب در میان کاربران معرفی شده و علت این محبوبیت، به خاطر سپردن راحت آن‌ها و آسان شدن فعالیت‌ها به وسیله برنامه‌ریزی‌های دقیق سوستاک است. این الگوی برنامه‌ریزی، در دهه ۱۹۹۰ جای خودش را در میان کاربران بازاریابی دیجیتالی باز کرد و تا به امروز همچنان به عنوان یک الگوی مهم، معرفی می‌شود.

چرا به مدل بازاریابی سوستاک نیاز داریم؟

یک سوال اساسی در برخورد با این مدل از دیجیتال مارکتینگ، چرایی استفاده از آن است. بسیاری از افراد ممکن است در ابتدا، از خود یا دیگرانی که این مدل را انتخاب می‌کنند، علت استفاده از آن را بپرسند. در ادامه به مهم‌ترین دلایل استفاده از مدل sostac خواهیم پرداخت:

– ارائه ساختار واضح
ما در فعالیت‌های مارکتینگ خود، نیاز به یک ساختار و استراتژی مشخص داریم تا به راحتی آن را به خاطر بسپاریم. علاوه‌بر آن، ساختار واضح در کار مارکتینگ به ما کمک می‌کند که هدف و برنامه خود را راحت‌تر و بهتر برای مشتری توضیح دهیم. استفاده از مدل بازاریابی sostac به شما کمک می‌کند که مراحل مورد نیاز برای ایجاد و اجرای هر نوع برنامه تجاری و یا بازاریابی را به خوبی انجام دهید.

– مشتری محور بودن
می‌توان گفت که مدل sostac مشتری محور است. در واقع به وسیله آن می‌توانید اهمیت مخاطب و مشتریان، شرکای بالقوه، تاثیرگذاران بر کار و همچنین رقبایتان را در شرایط مختلف، بررسی کنید. بر این اساس به یک شیوه‌نامه اصولی و منسجم می‌رسید که اجرای آن، کمک بسیاری به فرایند بازاریابی دیجیتالی شما می‌کند.

– داشتن اهداف مشخص
قطعا می‌دانید یکی از مهم‌ترین فاکتورها در فعالیت بازاریابی، داشتن هدف است. در حقیقت باید گفت، این اهداف هستند که شما را در انجام کارها پیش می‌برند و تمامی مراحل براساس آن‌ها اجرا می‌شود. این مدل مارکتینگ، امکان دستیابی به چشم‌انداز آینده را به شما می‌دهد و از این نظر نقش مهمی را در فعالیت‌های بازاریابی دیجیتالی ایفا می‌کند.

– ارائه تاکتیک‌ها
داشتن تاکتیک‌های کاربردی و قابل اجرا در فعالیت مارکتینگ، اهمیت ویژه‌ای دارد. زمانی که شما از این مدل بازاریایی در کسب‌وکارتان استفاده می‌کنید، امکان استفاده از تاکتیک‌های کارآمد تاثیرگذار را نیز به شما می‌دهد.

– پایداری در اجرا و کنترل فعالیت
خوب است بدانید که مدل بازاریابی سوستاک قادر است روش‌هایی را به شما ارائه کند که به وسیله آن استراتژی‌های مورد استفاده را بررسی، کنترل و نگهداری کنید. به زبان ساده، این الگوی مارکتینگ به شما کمک می‌کند که استراتژی مورد استفاده‌تان را حفظ و نگهداری کنید تا به نتیجه موثرتری در فعالیتتان برسید.

✅ ۱. تجزیه و تحلیل موقعیت (Situation)
شاید مهم‌ترین مرحله این مدل، تحلیل وضعیت موجود باشد؛ تحلیلی که دید مشخص و شفافی از آن‌چه هستید به شما ارائه می دهد.

در تحلیل وضعیت موجود هم باید فضای آنلاین در نظر گرفته شود و هم برحسب نوع کسب‌وکار شما نیم نگاهی به فضای آفلاین داشته باشید.

برای تحلیل وضعیت موجود باید از راهنمای زیر استفاده نمایید:

تحلیل ماتریس SWOT

از شناخته شده‌ترین متدهای تحلیل وضعیت موجود کسب‌وکارها استفاده از ماتریس SWOT می‌باشد.

در این ماتریس مشخص می‌شود وضعیت فعلی کسب‌وکار ما در مقابله با رقیبان و بازار چه فرصت‌ها و تهدیدهایی را پیش‌روی خود دارد.

استفاده از اطلاعات موجود در این تحلیل برای طراحی استراتژی دیجیتال مارکتینگ بسیار مهم و کاربردی بوده به گونه‌ای که همواره باید سعی نمود استراتژی را برپایه اطلاعات ماتریس SWOT تنظیم و هماهنگ نمود.

در ماتریس SWOT موارد زیر مشخص می‌گردد:

  • نقاط قوت کسب و کار
  • نقاط ضعف کسب و کار
  • فرصت‌های پیش رو در بازار
  • تهدیدهای پیش رو در بازار

تحلیل رقیبان

  • اینکه رقیبان شما چه کسب و کارهایی بوده و نقاط قوت و ضعف آنها چیست.
  • در فضای آنلاین چه فعالیت‌هایی داشته و عملکردشان چگونه و با چه کیفیتی صورت می‌گیرد.
  • بودجه دیجیتال مارکتینگ آن‌ها چقدر تخمین زده می شود.
  • از کدام ابزارها، متدها و تکنیک‌ها در استراتژی دیجیتال مارکتینگ خود استفاده می‌کنند.
  • چه دستاوردهایی در تبلیغات اینترنتی خود به دست آورده‌اند.

بررسی ترند بازار و مخاطبان

  • بازاری که در آن فعالیت دارید به کدام سمت و سو در حال حرکت است
  • علاقه، تفکر، سلیقه و نیاز مشتریان به چه سمتی در جریان است.
  • آیا بازار از فروش آنلاین محصول و خدمات شما استقبال می کند؟
  • مشتریان شما در کدام کانال‌های دیجیتال به دنبال محصولات مشابه محصول شما می‌گردند.
  • چه عواملی در تصمیم‌گیری مشتریان در خرید دخیل است.

۲. اهداف (Objectives)
در مرحله دوم باید براساس چارچوب برنامه‌ریزی دیجیتال مارکتینگ بر روی اهداف و استراتژی‌های خود تمرکز داشته باشید.

در بحث هدف‌گذاری، اندازه‌گیری اهداف خود با 5S بسیار مهم است؛ که هر هدف خود را به توجه به مدل اهداف زیرک (SMART) تعیین نمایید. این مشخصه ها عبارتند از:

  • Specific (مشخص): هدف شما نباید مبهم یا کلی باشد.باید بر روی موضوعی مشخص و یکتا تمرکز داشته باشد.
  • Measureable (قابل اندازه گیری): هدف شما باید به گونه ای انتخاب شود که بتوان با تجزیه و تحلیل، میزان تحقق آن را اندازه گیری نمود.
  • Actionable(قابل اجرا بودن) هدف باید دست یافتنی بوده و رسیدن به آن با توجه به واقعیت های کسب و کار و بازار، امکان پذیر باشد.
  • Relevant (مرتبط بودن): هدف شما باید مرتبط با کسب و کار شما و اولویت ها و استراتژی های کلان آن باشد.
  • Time-related (زمان بندی شده) برای رسیدن به هدف باید زمان مشخصی در نظر گرفته شود.

اهداف زیادی می توان در نظر گرفت که با ویژگی اسمارت همسو باشد از جمله لیدسازی و جذب، تعامل یا حفظ مشتری.

به عنوان مثال اگر بخواهیم یک خرده فروشی آنلاین را در نظر بگیریم، با استفاده از فرمول SMART می توانیم اهدافی را به این صورت ایجاد کنیم:
هدف اول: تعامل
۵۰ درصد کاربران، پروفایل کاربری خود را تا تاریخ اسفند ۹۷ تکمیل کنند.
هدف دوم: جذب
افزایش ۳۰ درصدی بازدیدکننده های یکتای سایت تا تاریخ فروردین ۹۸
هدف سوم: تعامل
افزایش فرکانس ارسال ایمیل از یک ایمیل در هر ماه به یک ایمیل در هر هفته تا آبان

✅ ۳. استراتژی (Strategy)
استراتژی به این معنی است که شما قصد دارید طبق اهدافی که تعیین کرده اید به آن نقطه نهایی مطلوب خود برسید. در استراتژی باید بخش هایی از بازار هدف خود را شناسایی و مورد هدف قرار دهید.

در واقع زمانی که هدف شما مشخص شد در مرحله ۳ نحوه رسیدن به هدف را مشخص می کنید.

در اینجا در مورد جزئیات اجرائی صحبت نمی کنیم و از کلیت مسیر حرف می زنیم.

یک مثال ساده: شما ساکن تهران هستید(وضعیت فعلی) و قصد دارید به مشهد سفر کنید(هدف) با توجه به میزان حقوق و وضعیت مالی شما (تجزیه و تحلیل وضعیت) استراتژی شما برای رسیدن به مشهد می تواند سفر با ماشین شخصی، اتوبوس، قطار یا هواپیما باشد.

اما در حوزه کسب و کارهای اینترنتی، اگر یک فروشگاه اینترنتی لوازم ورزشی دارید و هدف افزایش بازدید به میزان و مشخصات تعیین شده را انتخاب کردید استراتژی تحقق هدف شما می تواند طراحی کمپین و بخشی در وبسایت شما برای پوشش اخبار جام ملت های آسیا و مسابقات پیش بینی در نظر گرفته شود.

✅ ۴. تاکتیک‌ها (Tactics)
تاکتیک‌ها، نحوه رسیدن شما از مبدا به مقصد را به کمک ابزارها مشخص می کند.

اگر استراتژی دیجیتال مارکتینگ شما افزایش بازدید با استفاده از بخش پیش بینی مسابقات فوتبال (مثال قبل) است از چه روش هایی برای به ثمر نشستن این استراتژی استفاده خواهید کرد؟

ابزارهای مشخصی در دیجیتال مارکتینگ وجود دارد که می تواند به عنوان تاکتیک های اجرایی شما در نظر گرفته شود:

  • سئو
  • CPC
  • ایمیل مارکتینگ
  • Affiliate marketing
  • بازاریابی شبکه های اجتماعی
  • ترویج فروش با کوپن های تخفیف و …

وقتی کلیت تاکتیک ها انتخاب شد باید جزئیات اجرایی هر کدام و نیز همسویی تاکتیکهای مختلف با هم طراحی و برنامه ریزی شود.
پس مشخص شدن این جزئیات، باید شاخص های اندازه گیری عملکرد بازاریابی خود را تحت KPI های مشخص جهت استفاده از مرحله ۶ مشخص نمایید.

۵. اقدام (Action)
اقدام، بخش اجرایی کردن تمامی مراحلی است که از آن‌ها نام بردیم. به زبان ساده، در این مرحله باید مجموعه اقداماتی را انجام دهید که وسیله آن به برنامه‌تان جان ببخشید و آن را به شکل عملی پیاده کنید.

ایجاد محتوای خوب، لینک‌سازی، بازاریابی ایمیلی، توجه به سئو و مانند این‌ها، می‌تواند شما را در مرحله اکشن به هدفتان نزدیک کند.

۶. کنترل (Control)
آخرین مرحله و شاید بتوان گفت مهم‌ترین مرحله‌ای که می‌توانید در آن نتیجه فعالیتتان را ببینید، کنترل است. در مدل بازاریابی sostac رسیدن به مرحله آخر، با زحمت فراوان ممکن است. اما زمانی که به آن رسیدید، می‌توانید نتیجه فعالیتتان را به شکل اصولی بررسی و نقاط قوت و ضعف، اشتباهات و اقدامات موثر خودتان را استخراج کنید.

در مرحله کنترل، باید تمامی تاکتیک‌های مورد استفاده را در پک‌های اطلاعات و آماری مشخصی بررسی کنید. برای این کار می‌توانید از گوگل آنالیتیکس کمک بگیرید و براساس آن، فعالیت و اقداماتتان را بسنجید.

فراموش نکنید که فعال بودن بخش Ecommerce analytics نیز می‌تواند آمار فروش آنلاین شما را به طور دقیق و با بینش عمیق‌تری در فرایند‌های استراتژی و تاکتیک‌ها در اختیارتان بگذارد.

برای رهگیری عملکرد خود باید به صورت هفتگی و ماهانه، داشبوردهای خود را آپدیت و تحلیل نمایید تا مطمئن شوید در مسیر تحقق هدف خود قرار دارید و در پایان تاریخ مشخص شده، به هدف خود دست خواهید یافت.

دیجیتال مارکتینگ

آموزش دیجیتال مارکتینگمبانی دیجیتال مارکتینگمدل دیجیتال مارکتینگمقاله دیجیتال مارکتینگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *